“نمی توان آن را در دستان بهتری قرار داد” | سلامت بیت


از مارک اریکسون بخواهید تا بعد از ظهر 31 جولای 2020 برای او اتفاق بیاورد و او با ناباوری سرش را تکان می دهد – حتی حالا ، بیش از یک سال بعد.

آن روزی بود که اریکسون با مرگ خود روبرو شد.

او زندگی کرد تا داستان را بگوید زیرا سیستم بهداشتی از انتها تا انتها کار می کرد. و چون فرد مناسب در زمان مناسب با پاسخ مناسب آمده است.

“نفس نمی کشید”

آن جمعه آفتابی ، اریکسون ، 54 ساله ، وام دهنده وام و دخترش کایلا ، 20 ساله ، دانشجوی دانشگاه ، کاری را که اغلب در پایان روز انجام می دهند انجام دادند: بیرون بروید.

ساکنان پارک کامستوک ، میشیگان ، هر دو دوست دارند برای پیاده روی ، دوچرخه سواری یا اسکیت روی مسیر نزدیک کاج سفید بپرند.

“آنجا می رویم -” هی ، بیا از راهرو برویم. ” “باشه” رونق. اریکسون گفت: “و ما می رویم.”

این بار آنها دوچرخه های خود را گرفتند و به سمت شمال به سمت راکفورد حرکت کردند.

در فاصله هفت مایلی رانندگی آنها ، جایی که مسیر از خیابان چایلدسدیل عبور می کند ، اریکسون تاریک شد و بی روح جان داد.

کایلا ، دوچرخه سواری در مقابل خود ، نبود او را احساس کرد. او متوقف شد ، او را روی پیست دراز کشیده دید و ترسید.

زن و شوهری که در شمال چایلدسدیل رانندگی می کردند ، تصادفاً سقوط اریکسون را دیدند. آنها برای تماس با 911 عقب نشینی کردند.

نیم دقیقه بعد از رسیدن به محل ، تایلر نیکلز او را دنبال کرد و از ماشینش بیرون پرید.

نیکلز گفت: “اولین واکنش من وقتی او را دیدم – او خاکستری کم رنگ بود ، اساساً هیچ رنگی روی صورتش وجود نداشت.” “من فقط در لحظه دوم وقتی از ماشین پیاده شدم می توانم بگویم که او نفس نمی کشد.”

نیکلز ، یک تحلیلگر داده های بالینی در Spectrum Health ، آس را در آستین خود داشت. به مدت چهار سال ، تا هشت ماه قبل ، او به عنوان پرستار در مرکز سلامت طیف فرد و مرکز قلب لنا مایر کار می کرد.

او می دانست که در مورد اریکسون چه باید بکند.

با بررسی نبض و پیدا نکردن آن ، او با فشردن قفسه سینه شروع کرد.

هنگامی که او نتوانست اریکسون را مجبور کند بعد از تقریباً یک دقیقه CPR فقط برای دستانش نفس بکشد ، نیکلز می خواست فشردگی قفسه سینه خود را با استنشاق های نجات دهنده زندگی تکمیل کند.

اما این تابستان سال 2020 بود ، در اوج همه گیری کروناویروس – زمان مناسبی برای احیای دهانی نبود.

“اگر SOVID نبود ، احتمالاً خودم این کار را می کردم ، اما بدون اینکه او را بشناسم و خارجی باشم ، پرسیدم آیا یکی از اعضای خانواده وجود دارد که می تواند نفس بکشد.”

اگرچه سقوط پدر او را دیوانه وار و ناراحت کرد ، اما کیلا برای کمک وارد عمل شد.

این دو با هم کار کردند تا اولین نفر وارد شدند – ابتدا یک افسر پلیس در راکفورد ، سپس تیم های آتش نشانی شهر پلینفیلد ، کلانتری شهرستان کنت و آمبولانس راکفورد.

با بازگشت به عقب ، نیکل در شانس زنده ماندن اریکسون شک کرد. به نظر نمی رسید که او به اطراف می آید اما به همان اندازه که نگران آینده این مرد بود ، بیشتر نگران این بود که این رویداد چگونه بر کایلا تأثیر می گذارد.

سرانجام ، نیکلز و همسرش ، ناتوان از انجام کارهای بیشتر ، به کارخانه آبجوسازی در اطراف پیچ پرداختند ، جایی که با دوستان خود ملاقات کردند.

در آنجا آنها از اولین ماشین ، تماس گیرندگان 911 با زن و شوهر برخورد کردند ، آنها شماره تلفن کایلا را دریافت کردند و موافقت کردند که نیکل را از آنچه در مورد وضعیت اریکسون آموخته بودند ، مطلع کند.

حمله قلبی

نیکلز بعداً متوجه شد که امدادگران با موفقیت اریکسون را احیا کرده و او را به بیمارستان Spectrum Health Butterworth بیمارستان منتقل کردند ، جایی که او یک سری آزمایشات را انجام داد.

به گفته آریا نگاش ، متخصص قلب هنگام تماس اریکسون به خلیج تروما ، آزمایش نوار قلب هیچ شواهدی از حمله قلبی حاد را نشان نداد. بنابراین ، اریکسون نیازی به جراحی قلب فوری نداشت.

آزمایشات خونریزی در مغز او را نشان داد که به احتمال زیاد مربوط به زمین خوردن او بود. اریکسون آرامبخش دریافت کرد و برای نظارت دقیق و ارزیابی توسط تیم جراحی مغز و اعصاب به ITU منتقل شد.

در حالی که پزشکان داروهای آرامبخش را برمی گرداندند ، اریکسون شروع به بهبود می کند.

دکتر نگاش گفت که آزمایشات بیشتر نشان می دهد که وی از نظر عصبی تغییر نکرده است و به اندازه کافی پایدار است تا بتواند برای بررسی علل سقوط وی تحت کاتتریزاسیون قلبی قرار گیرد.

دکتر نگاش یک کاتتر را از طریق لوله ای نازک که در داخل شریان وارد شده بود ، گذراند و از عروق اطراف قلب اریکسون عکس گرفت. تصاویر نشان دهنده بیماری شدید عروق کرونر بود – انسداد در چندین رگ ، از جمله شریان اصلی کرونر چپ.

اگرچه اریکسون هیچ علامتی از بیماری قلبی نداشت ، این انسدادها باعث ضربان نامنظم قلب یا آریتمی می شد که منجر به ایست قلبی ناگهانی می شد.

دکتر نگاش می گوید: “ایست قلبی اساساً یک مسئله الکتریکی است ، بنابراین قلب شما دچار آریتمی می شود که اغلب کشنده است.”

در این مورد ، مشکل از انسداد شریان بود که باعث ایجاد مشکل الکتریکی – فیبریلاسیون بطنی شد. “

با توجه به تعداد و محل انسداد ، دکتر نگاش تصمیم گرفت که از استنت گذاری خودداری کند و با تیم جراحی قلب و قفسه سینه تماس گرفت.

ارزیابی آنها منجر به عمل بای پس چهار کشتی توسط استفان لیونگ ، دکتری شد.

برای کاهش خطر حمله قلبی مکرر ، اریکسون همچنین با مایکل برونر ، دکترای الکتروفیزیولوژیست ، تحت عمل جراحی قرار گرفت و او یک دستگاه دفیبریلاتور قلبی-عروقی را در زیر استخوان ترقوه قرار داد. اگر اریکسون یک نبض سریع کشنده دیگر ایجاد کند ، دفیبریلاتور یک شوک نجات دهنده را به همراه خواهد داشت.

زمانبندی خوب

اریکسون در دوران نقاهت خود ، یک ملاقات یک روزه از پرستاری دریافت کرد که داستان نیکلز در مورد نجات دنباله بلا بور را شنید. در گفتگو با یکی از همکاران ، او با اریکسون در مورد داستان موافقت کرد.

این پرستار مادر شوهر نیکلز بود ، کارمند قدیمی مرکز قلب فرد و لنا مایر.

نیکلز گفت: “بنابراین او یک روز به اتاق او آمد و گفت:” سلام ، شاید شما من را نمی شناسید ، اما من شما را می شناسم. ” “داماد من در واقع کسی بود که هنگام حرکت در مسیر دوچرخه فشرده سازی می کرد.”

اریکسون برای ابراز سپاسگزاری ، شماره تلفن نیکلز را درخواست کرد. این دو از آن زمان در ارتباط بوده اند – ابتدا از طریق پیام کوتاه ، سپس از طریق تلفن و اخیراً به صورت شخصی.

اریکسون گفت: “همه چیز فقط باعث سرگیجه من می شود – من فقط به همه چیزهایی که کاملاً در جای خود قرار گرفته اند فکر می کنم و اینکه چگونه خداوند خوب همه آنها را در زندگی من قرار داده است.”

او هنوز در حال فکر کردن به نحوه ای است که در آن روز اتفاق افتاده است.

“(تایلر) برای من همه چیز بود ، او واقعا بود. CPR شروع نمی شود ، و من صادقانه اینجا نیستم. همانطور که به او گفتم ، “شما باید فرد کاملی در مکان مناسب در زمان مناسب برای حضور در اینجا باشید.”

نقش کایلا در نجات او نیز احساسات قدرتمندی را برمی انگیزد.

او گفت: “او قوی تر شد و یک قهرمان واقعی بود.” “من نمی توانم تصور کنم که فرزندم را در این راه تحمل کند. اما او این کار را کرد. “او در کل کار فقط شگفت انگیز بود.”

توانایی اریکسون برای کنترل احساساتش به بهبود قوی او کمک کرد.

دکتر نگاش می گوید: “او تمام این رویداد را به شیوه ای بسیار سالم اداره کرد.” “او واقعاً عادت کرده است که بخش احساسی خیلی سریعتر از بسیاری از بیماران من – مردان و زنان بهبود یابد.”

بهبود فیزیکی اریکسون نیز به سرعت پیش رفت.

“وقتی او برای اولین بار به کلینیک رفت وقتی او را دیدم ، انتظار شخص بسیار متفاوتی را داشتم. اگر او را در اتاق انتظار دیدید ، تصور می کنید که شخص دیگری با قرار قبلی رانندگی کرده است. “من انتظار نداشتم که او با چشمانی درخشان و دمی پشمالو بیاید ، بدون شکایت واقعی.”

اریکسون داستانی مشابه را بیان می کند. فیزیوتراپیست های او مجبور بودند یک رژیم معمولی برای ایجاد چالش ایجاد کنند.

و در طول 23 روز اقامت در بیمارستان ، کارکنان مرتباً به او می گفتند که ظاهر او با موارد گزارش شده در نمودار پزشکی او مطابقت ندارد.

“به نظر می رسد من نمی دانم این به چه معناست. … همه مدام می آیند و می گویند من شبیه میز خودم نیستم. آیا این خوب است یا بد؟ و آنها به من نگاه کردند و گفتند: “اوه ، این خوب است.”

اریکسون گفت ، داستان او داستان زمان بندی کامل ، قهرمانان فداکار ، اعضای خانواده وفادار و کادر پزشکی “خارق العاده” در تمام مراحل است.

“نمی توانستم در دستان بهتری قرار بگیرم.”



دیدگاهتان را بنویسید