آیا آمریکا می تواند از حملات مترقیان به ریشه ها و ارزش های خود جان سالم به در ببرد؟


طی دو سال گذشته ، منتقدان مترقی به طور ناگهانی به ریشه ها ، ماهیت و ارزش های جامعه آمریکا حمله کردند. آیا ایده آمریکا آنقدر خراب ناپذیر است که بتواند از هر گونه حمله ای جلوگیری کند؟

تاریخهای بنیادی آمریکا – امضای اعلامیه استقلال در 1776 و در 1787 قانون اساسی – مورد حمله قرار گرفته است. در حال حاضر از شهروندان خواسته شده است که باور کنند که ارزش الهام بخش یا تاریخی ندارند.

مجسمه های مشاهیر آمریکایی تخریب یا سرنگون شده است. اسامی مدارس و بناهای تاریخی محو شده است.

پاک سازی های شوروی مانند شامل ژنرال های کنفدراسیون نمی شود. اغلب بنیانگذاران ، مانند جورج واشنگتن و توماس جفرسون-همراه با چهره های برجسته دوران جنگ داخلی مانند فردریک داگلاس و آبراهام لینکلن-از خاطرات ما نفرین شده اند. جنایات رایج آنها اعتقاد به ایده آل آمریکایی است.

“نظریه نژادی بحرانی” استدلال می کند که آمریکا در حال حاضر می تواند برای جبران تبعیض گذشته تبعیض قائل شود. و می تواند برای مبارزه با نژادپرستی قبلی نژادپرستی را تمرین کند – در میان دموکراسی چند نژادی که با منافع قبیله ای رقابت می کند. تنها در چند ماه ، نخبگان ما آرزوی چند صد ساله-که توسط مارتین لوتر کینگ ، جونیور-با انگیزه نژادپرستانه امریکا ، کاملاً کنار گذاشته شد.

“نظریه حقوقی انتقادی” معتقد است که قوانین فقط ساختارهای مغرضانه ثروتمندان و قدرتمندان هستند. آنها ظاهراً فاقد هرگونه زمینه در قانون طبیعی حفظ نظم و انعکاس اخلاق ذاتی انسان هستند. خشونت مارپیچ در خیابان های شهرهای بزرگ آمریکا اکنون زاییده چنین نظریه پردازی های پاپ است.

“نظریه پولی جدید” بی پروا تأکید می کند که چاپ پول باعث تورم نمی شود و هزینه ها نیازی به ارتباط با درآمد ندارند. آیا چنین شارلاتانی ها آلمان دهه 1930 ، آمریکا 1970 یا ونزوئلا معاصر را به خاطر می آورند؟

هلتر نظامی آمریکا از افغانستان فرار کرد و هزاران متحد افغان و صدها شهروند آمریکایی و دارندگان گرین کارت را رها کرد. نظامی که سربازان خود را مسئول از دست دادن چند گلوله می داند ، بیش از 80 میلیارد دلار سلاح و تجهیزات آمریکایی را در دست تروریست ها گذاشت.

"نظریه نژاد انتقادی" یکی از چندین تاکتیک هایی است که مترقیان برای حمله به ارزشها و منشأ آمریکایی استفاده می کنند.
“نظریه نژادی بحرانی” یکی از چندین تاکتیک است که مترقیان برای حمله به ارزشها و منشأ آمریکایی استفاده می کنند.
رویترز/ایولین هاکشتاین

در سال 2020 پس از مرگ جورج فلوید ، این کشور از 120 روز اعتراض خشونت آمیز ، شورش و آتش سوزی ، از جمله حملات آتشبار به واشنگتن ، کلیسای اسقفی مقدس تاریخی سنت جان دی سی ، دادگاه پورتلند و محوطه پلیس مینیاپولیس رنج برد. در 6 ژانویه 2021 ، معترضان به کنگره آمریکا حمله کردند.

در طول همه گیری COVID-19 ، قرنطینه و قرنطینه ، بوروکرات های غیر منتخب حقوق قانونی شهروندان را غصب کردند ، اغلب به دلایل پزشکی مشکوک.

اجاره میلیون ها نفر به طور خودسرانه به دستور مرکز کنترل بیماری ها متوقف شد. در صورت بیدار شدن معترضان ، قرنطینه ها معمولاً با معافیت نقض می شدند. و بوروکرات ها ماه ها دروغ می گفتند که به طور طبیعی مصونیت از عفونت قبلی کمتر از حفاظتی است که توسط واکسیناسیون ارائه می شود.

بسیاری از فرضیه های همه این تجدیدنظرطلبان ، انقلابیون ، نمادگران ، تغییر دهندگان نام ، بروکرات ها و تثبیت کنندگان وجود دارد. به نظر می رسد آنها فکر می کنند شهروندان باید تاریخ ، آداب و رسوم و آزادی های خود را به نخبگان خود مختار واگذار کنند.

به نوعی به آمریکایی ها اعتراض شده است که ایالات متحده باید کامل باشد تا خوب باشد – طبق تعریف فعالان سیاسی با برنامه هایی که آمریکا را به چیزی غیرقابل تشخیص تبدیل می کند.

به نظر می رسد فراموش می کنیم که شهروندی هنجار تاریخ نیست.

به جز پرانتزهای مختصر در یونان باستان و روم ، و جهان غرب پس از رنسانس و روشنگری ، از زمان ظهور تمدن در حدود 7000 سال پیش ، اکثر مردم فقط ساکنان قبیله یا بدتر از آن برده ، رعیت و رعیت به شمار می رفتند.

ایده رادیکال آمریکایی مبنی بر اینکه ما قوانین خود را وضع می کنیم و خودمان را اداره می کنیم یک تصور شکننده است. و بستگی به نیازهای گوناگونی دارد که ما اکنون در خطر از بین بردن آنها هستیم.

شهروندی آمریکا مستلزم داشتن طبقه متوسط ​​، آموزش مدنی مداوم ، مرزهای امن ، هویت مشترک ، کنترل دیوانسالاران غیر منتخب ، رعایت قانون اساسی و آگاهی از این است که هنجارهای جهانی اغلب در تضاد با آمریکا استثنایی هستند.

آمریکا انحراف تاریخ است کسانی که در حال حاضر سعی در خراب کردن آن دارند همان مظنونان آشنا در 2500 سال گذشته هستند که از دولت اجماعی و طبقات متوسط ​​محافظ آن بیزارند.

کتاب جدید ویکتور دیویس هانسون به نام “شهروند در حال مرگ: نخبگان مترقی ، قبیله گرایی و جهانی شدن چگونه ایده آمریکا را از بین می برند” است.

دیدگاهتان را بنویسید